قطب شمال از بین میرود، وحشتناک ولی واقعی
با بررسی عکسهای ماهواره ای دانشمندان به این باور رسیده اند که حداکثر تا ۱۰۰ سال دیگر قطب شمال ذوب میشود.
همانطور که در مقاله قبلی تحت عنوان"۸سوال در مورد گرم شدن افلیم" مطرح نمودم با گرم شدن کره زمین مناطق قطبین اولین مکانهای میباشند که از بین میروند کمااینکه در تاریخ ۲۷ دسامبر ۲۰۰۶ یکی از بزرگترین کوههای یخی کانادا به بزرگی ۱۱۰۰۰ زمین فوتبال بعلت گرمای بیش از حد فصلی ذوب شده تا اندازه ای که از فاصله ۲۵۰ کیلومتری صدای سقوط یخها بداخل دریا حس شده است.
حال بهتر است به اصل مطلب این مقاله بپردازیم. عکسهای که بوسیله ماهواره از طرفNASA گرفته شده است حاکی از آن است که از سال ۱۹۷۹ تا بحال چیزی بالغ بر ۹% از یخهای قطب شمال از بین رفته و ذوب شده است. همچنین از نتیجه گروه تحقیقی دانشمندان محیط زیست دانشگاه حاجه تپه ترکیه (دکتر سایدام و دکتر عزتی) در ۱۰۰ سال آینده کوه یخی در قطب شمال نخواهد ماند. در این گزارش ۱۸۰۰ صفحه ای با تغییر وضعیت اقلیمی کره زمین به سیلهای مخرب اشاره شده است. با ذوب شدن کوههای یخی همانند ذوب شدن کوه یخی که در ۲۷ دسامبر در کانادا اتفاق افتاد, میزان ابهای دریا افزایش یافته و بیشتر مناطق نزدیک ساحل بزیر آب فرو میرود.
علت اصلی تاثیر گرما بر یخها این است که یخ سفید رنگ است , با انعکاس نور از طرف یخهای سفید رنگ و جذب این نور توسط دریای تیره رنگتر و مناطق خشکی تیره رنگ موجب گرمتر شدن آب اقیانوس میشود, آبهای گرم شده نیز براحتی کوههای یخی را ذوب میکند یعنی بطور خلاصه ذوب شدن یخها بصورت مستقیم توسط انرژی نور خورشید نمیباشد بلکه بصورت غیر مستقیم با انعکاس نور خورشید از طرف یخها میباشد. در نتیجه این مسائل افزایش میزان دی اکسید کربن, گرم شدن اقیانوسها, افزایش مقدار آب اقیانوسها, سوختن جنگلها, خرد شدن یخهای موجود در اقیانوسها, کوچک شدن دریاچه ها, ادامه یافتن خشکسالی, خشک شدن نهرها, زودرسی فصل بهار, دیررسی فصل پائیز, شکفتن زود گلها, تغییر فصل در کوچ پرندگان, فرسایش سواحل, کاهش در حجم برف, اشاعه بیماری و افزایش دما در یرضهای جغرافیایی بالا مشاهده خواهد شد. طبق نظر ۳۰۰ دانشمند در نقاط مختلف جهان اگر وضعیت اقلیمی کره زمین بدین منوال پیش برود, تا سال ۲۰۷۰ دنیا فاقد هر گونه کوه یخی خواهد شد و با از بین رفتن جنگلها به میزان کویرها اضافه خواهد شد و در نتیجه این واقعه زمینهای کشاورزی کاهش یافته ارتفاع اقیانوسها افزایش یافته و نهایتأ دنیا در پنجه بیماریهای واگیر گرفتار خواهد شد. این تخمینها وحشتناک ولی واقعی میباشد.
جمعیت قطب جنوب نزدیك به یك هزار نفر تخمین زده شده است كه با توجه به فصلهای مختلف سال این جمعیت نیز دست خوش تغییر میشود. با آنكه قطب جنوب ساكنین ثابت و همیشگی ندارد اما پارهیی از كشورها ایستگاههای تحقیقاتی ثابتی در نقاط مختلف این قاره تاسیس كردهاند.
قطب جنوب سردترین نقطه جهان است و یخ تقریبا این سرزمین را در برگرفته است. قطب جنوب با ۱۳ میلیون و ۲۰۰ هزار كیلومترمربع وسعت بعد از آسیا، آفریقا، امریكای شمالی و جنوبی پنجمین قاره بزرگ جهان است، اما در میان آنها كمترین جمعیت را به خود اختصاص داده است و این جمعیت اندك نیز بطور مداوم تغییر میكند. این قاره بالاترین ارتفاع در سطح جهان و همچنین پایینترین میزان رطوبت و دما را در میان تمام قارههای زمین داراست.
● شرایط آبوهوایی قطب جنوب
قطب جنوب سردترین جای زمین است. پایینترین میزان دما در این قاره بین ۹۰ و ۸۵ درجه سانتیگراد در زمستان و در ماههای تابستان ۳۰ درجه بالاتر از این میزان است.
جبهههای هوا به ندرت به درون این قاره نفوذ میكنند و مركز این سرزمین همچنان سرد و خشك باقی میماند. در نواحی مركزی این قاره میزان بارندگی بسیار كم است اما یخ در آنجا مدت زمان زیادی باقی میماند. با این حال بارش برف در نواحی ساحلی معمول است و برخی مواقع این میزان به ۲۲/۱ متر در مدت ۴۸ ساعت میرسد. لایه كلفتی از یخ به ضخامت ۵/۲ كیلومتر قطب جنوب را پوشانده است. دورههای طولانی مدت نور خورشید یا تاریكی آب و هوایی شرایط بسیار دشواری برای زندگی انسان به وجود آورده است.
● جمعیت
جمعیت قطب جنوب نزدیك به یك هزار نفر تخمین زده شده است كه با توجه به فصلهای مختلف سال این جمعیت نیز دست خوش تغییر میشود. با آنكه قطب جنوب ساكنین ثابت و همیشگی ندارد اما پارهیی از كشورها ایستگاههای تحقیقاتی ثابتی در نقاط مختلف این قاره تاسیس كردهاند.
● امیلیو پالما
امیلیو ماركوس پالما در ۷ ژانویه سال ۱۹۷۸ در خانوادهیی آرژانتینی متولد شد او اولین كودكی است كه در قطب جنوب چشم به جهان گشوده است. او در جنوبیترین نقطه جهان به دنیا آمده است. از آنجا كه پدر و مادر او شهروند آرژانتین بودند و او در پایگاه كشور آرژانتین در قطب جنوب متولد شد تابعیت آرژانتین را كسب كرد. نام او به عنوان اولین كودكی در تاریخ كه در این قاره متولد شده در كتابهای ركورد جهانی ثبت شده است.
اسکیموها، قلبهایی گرم در قطب سرد
سكیموها به گروه مردمی گفته میشود كه در گرینلند و سیبری و شمال آلاسكا واقع در قطب شمال زندگی میكنند. در سال ۱۹۷۰ عده زیادی از اسكیمو به شمال كانادا كوچ كردند و در آنجا سكنا گزیدند. بزرگترین محل زندگی اسكیموها منطقه آلاسكا است.
اسكیموها به گروه مردمی گفته میشود كه در گرینلند و سیبری و شمال آلاسكا واقع در قطب شمال زندگی میكنند. در سال ۱۹۷۰ عده زیادی از اسكیمو به شمال كانادا كوچ كردند و در آنجا سكنا گزیدند. بزرگترین محل زندگی اسكیموها منطقه آلاسكا است. در این منطقه ادارات، مراكز تجاری، موسسات آموزشی و بیمارستانهای متعددی دیده میشود. اسكیموها آداب و رسوم خاص خود را به اقتضای مكان زندگیشان دارا میباشند. قدمت اسكیموها به بیش از ۵۰۰۰ سال پیش میرسد. حال در ذیل نوع و طرز زندگی و غذا و پوشاك و كاشانه اسكیموها را توضیح میدهیم.
●زندگی اسكیموها
اسكیموها افراد سنت گرایی هستند و طبق مراسم و سنن خاص و قبیلهای خود زندگی میكنند. به دلیل نزدیك بودن به دریا و اقیانوس، سرمای بیش از حد ۹۰ درجه زیر صفر و نتابیدن آفتاب به طور كامل، زندگی متفاوتی را نسبت به سایر مردم دارا میباشند. آنان ابزار و وسایل زندگیشان را از استخوانهای بدن حیوانات شكار شده درست میكنند. طرز زندگی اسكیموها به نحوی شبیه سرخپوستان و بومیان اولیه آمریكا است كه دلیلش را در انتها توضیح میدهیم. به جهت زندگی كردن در طبیعت بكر و نداشتن امكانات مدرن و شهری آنان مجبورند از ذره ذره اجزاء طبیعت و حیوانات استفاده نمایند. مواد سوختی برای اسكیموها بسیار باارزش و كمیاب است. آنان از چربی حیوانات شكار شده استفاده كرده و در جهت روشنایی و ایجاد حرارت به كار میبرند.
اسكیموها بنابه سنت و رسومات قبیلهای خود به گونه های مختلف خانه سازی میكنند. بعضی از خانه های آنان به صورت چادرهای مدور یا مخروطی با روكشی از پوست گوزن شمالی و یا سیل دریایی میباشد. البته این نوع چادرها مخصوص فصل تابستان و تابش آفتاب است و در فصول سردتر خانه های خود را از تكه های چوب جمع آوری شده در سطوح آبها و سنگ و كلوخ میسازند و برای ایجاد استحكام در برابر باد و طوفان زمین را حفر كرده و پایه گذاری مینمایند بسیاراز قبیله ها از قطعه های یخی برای ساخت خانه خود استفاده میكنند كه به آن igloo یعنی خانه میگویند. این نوع خانه ها به شكل نیم كره و مدور است. در ورودی خانه به شكل تونل میباشد. خانه های یخی و برفی بسیار محكم است و در برابر سرما و طوفان شدید قطب مقاوم میباشد و افراد ساكن در آن را از سرما حفظ مینماید. البته این خانه ها موقتی است و اسكیموهایی كه كوچ میكنند در فصول سرما و مكانهای سردتر به بنا كردن این خانه ها میپردازند. سگ یك حیوان باارزش و مفید برای اسكیموها است. آنان برای حمل سورتمه و باربری و یافتن راه در برف و تاریكی سگهای قطبی را تربیت میكنند. برای حركت دادن سورتمه به چندین سگ نیاز است. سگهای قطبی در برابر سرمای شدید مقاوم هستند. پشم بدن این گونه سگها بلند و ضخیم است و كلا" بدنی قوی دارند. این سگها در شكار نیز نقش به سزایی را دارا میباشند. قایقهای اسیكموها بسیار جالب است. این قایقها را كایاك مینامند و اصولا" تك نفره میباشد. بدنه قایق را با پوست سمور دریایی روكش میكنند. این قایقها به این صورت ساخته میشود كه وقتی اسكیمو در آن مینشیند بدنش كاملا" پوشده شده و طغیان اقیانوسها به درون قایق نفوذ نمیكند و بدن اسكیمو را كاملا" گرم و محفوظ نگه میدارد. دستهای اسكیمو آزاد است تا بتواند پارو بزند. ابزار شكار اسكیموها تا قبل از قرن ۲۰ بسیار ابتدایی بود. آنان از زوبین، نیزه، تیر و كمان و چاقو استفاده میكردند. اما امروزه ابزار و وسایل مدرن مانند اسلحه های شكاری به كار میبرند. ابزار زندگی اسكیموها از جنس آهن و مس نیست. بیشتر از جنس چوب، پوست و استخوان و دندان حیوانات است زیرا آهن در سرمای زیاد به پوست دست میچسبد و جدا نمیشود و نیز برودت بالایی دارد.
لباس اسكیموها از جنس پوست حیوانات شكار شده به ویژه گوزن شمالی و سمور دریای و خرسهای قطبی است. آنان برای خود دستكش، كلاه، شلوار، پالتو، چكمه و حتی عینك درست میكنند. عینك یك وسیله بسیار ضروری است زیرا پرتوی نور برف به چشم صدمه میزند و حتی باعث كوری میشود. البته در عصر حاضر از عینكهای مدرن ویژه برف استفاده میكنند. اما در گذشته با ابزار اولیه برای خود عینك میساختند. اسكیموها به پوست سمور آبی اعتقاد زیادی دارند. حتما" در لباسشان تكهای از پوست سمور آبی به كار میبرند. آنها معتقدند این پوست آنان را از بلایا و بیماریها حفظ میكند. اسكیموها به زنبور و كندوی عسل نیز احترام میگذارند و معتقدند كه زنبور عسل نیروی جادویی دارد و عسل را نیروی شفا دهنده میدانند.
مراسم دفن مردگان اسكیموها گفتنی است. در گذشته گورهای بزرگی حفر میكردند و چندین مرده را در آن دفن مینمودند. اما امروزه گورهای تك نفره حفر میكنند. ابزار و وسیلهای را كه سبب فوت شخصی شود همراه او دفن میكنند، زیرا معتقدند كه استفاده از چنین ابزاری كه باعث مرگ فرد شده، خوش یمن نیست و باید از بین برود.
اسكیموها به تزئینات اهمیت زیادی میدهند. با دندانهای حیوانات برای خود زیورآلات زیبایی میسازند. خالكوبی برای زنان ازدواج كرده اسكیمویی یك امر ضروری است. در گذشته خالكوبی بسیار دردناك و وحشتناك بوده است. به این صورت كه قسمتی از پوست را با ابزار تیزی مانند چاقو برش میزدند تا به رگ برسد و سپس با یك نی نوك تیز از جنس تیغ ماهی عصاره نوعی گیاه خاص را وارد رگ میكردند و با یك تیغ ماهی بسیار ریز و باریك، پوست بریده شده را بخیه میزدند. آنان نقشهای بسیار زیبایی بر پوست حك میكردند. امروزه نیز خالكوبی متداول است اما با روشهای جدید و با استفاده از داروهای بی حسی. در ضمن طرح و نقش خالكوبی نشان میدهد كه زنان به چه قبیله و خانوادهای متعلق هستند.
●غذای اسكیموها
نوع تهیه غذا و خوراك اسكیموها در هر قبیله متفاوت است. اما به طور كلی اسكیموها از گوشت و چربی حیوانات شكار شده استفاده میكنند. آنان در دورهای كوتاه از سال میتوانند سبزیجات داشته باشند. هنگامیكه خورشید بی رمق و كمرنگ قطب شمال شروع به تابیدن مینماید قسمتهایی از برف سطح زمین آب میشود. گیاهان شروع به رویش میكنند. اسكیموها نیز از موقعیت استفاده كرده و سبزیجات را جمع آوری میكنند و در غذاهایشان به كار میبرند. ماهی ماده اصلی و با ارزشی برای اسكیموها است. آنان از ذره ذره اجزای ماهی استفاده میكنند. اسكیموها مواد غذایی گوشتی را نمك سود كرده و یا درون برفها برای دوران سرمای بیش از حد كه خروج از خانه امكان پذیر نیست و حیوانی برای شكار یافت نمیشود نگهداری مینمایند.
●چهره و اجداد اسكیموها
اسكیموها شباهت بسیار زیادی به مغولها و بومیان آمریكا (سرخپوستان) دارند. حتی سنن و زبانشان نیز از جهاتی مانند سرخپوستان میباشد. در زمانهای بسیار دور حدود ۵۰۰۰ سال پیش عدهای از آسیا و مناطق مغول نشین به سوی سرزمین كشف نشدهای مهاجرت كردند و به منطقه برینگ و گرینلند كنونی رسیدند و مدتی در آنجا سكنا گزیدند. عدهای ماندند و عدهای به دلیل سرمای شدید به مناطق جنوبی كه همان مكزیكوسیتی است كوچ كردند. این عده همان سرخپوستان و بومیان آمریكا هستند. كسانی كه در قطب شمال ماندند اسكیموها نامیده میشوند. مهاجرتها و تلفیق مردم بومیآمریكا با یكدیگر چهره اسكیموها را تداعی میكند. موهای بلند و صاف و مشكی و براق، چشمهای تیره رنگ و ریز شبیه مغولها، بینی استخوانی و پهن، پوستی تیره رنگ كه به سرخی گرایش دارد و گونهای برجسته، نشانگر مغولها، اسكیموها و سرخپوستان است. زیرا اجداد اسكیموها و سرخپوستان همان مغولهای مهاجر میباشد. هم چنین اسكیموها مانند سرخپوستان مردمانی متحد و مهربان، خونگرم و خانواده دوست هستند.
●اجساد اسكیموها
به تازگی عدهای از كاوشگران قطب شمال اجساد چندین اسكیمو را یافته اند كه با روش كربن ۱۴، پی به قدیمیبودن این اجساد بردند. این اجساد شامل یك زن، یك مرد و سه كودك بود كه مربوط به حدود۷۰۰ سال پیش میشد. احتمالا" آنها یك خانواده بوده اند شاید راه گم كرده اند و بر اثر گرسنگی از بین رفته اند. تحقیق برروی این اجساد همه گفته های فوق را درباره زندگی قدیم اسكیموها تایید میكند. این اجساد بر اثر سرمای بیش از حد و نبودن رطوبت خشك شده و متلاشی نگردیده اند. در نتیجه محققان به راحتی توانستند تحقیقات لازم انجام دهند. لباسها، چكمه ها، ابزار جنگی در كنار اجساد بسیار واضح و مشخص بود. خالكوبی روی صورت زن زیر میكروسكوپ دیده شد. انگشتری نیز در دست چپ زن وجود داشت. سن اجساد به وسیله رشد دندانها و آثار مشخصه فیزیكی معلوم گردید. لباسها و چكمه آنان از جنس سمور دریایی بود. اجساد خشك شده اطلاعات زیادی درباره زندگی ۷۰ سال پیش اسكیموها بیان كردند. هم چنین یك كیف از جنس پوست گوزن شمالی و آستر شده با علفهای ضخیم نیز در نزدیكی این گور دسته جمعی یافت شد كه كاملا" سالم و دست نخورده باقی مانده بود. درون آن تكه های چوبی كه نشانگر كاسه، بشقاب و وسایل سفر میباشد یافت گردید و معلوم شد این خانواده به سفر میرفتند و گویا راه خود را نیافته اند. به هر صورت این اجساد اكنون به عنوان منبع امكاناتی در موزه كانادا محافظت میشود تا مردم با دیدن این اجساد به یاد مردمان ۷۰۰ سال پیش در قطب شمال بیفتند.
شروع فصل زمستان در قطب
یكی از بزرگترین تحولات سالانه زمین به صورت قرینه در دو نقطه مقابل آن اتفاق افتاد. این پدیده آغاز شب در قطب شمال و آغاز روز در قطب جنوب بود.
كی از بزرگترین تحولات سالانه زمین به صورت قرینه در دو نقطه مقابل آن اتفاق افتاد. این پدیده آغاز شب در قطب شمال و آغاز روز در قطب جنوب بود. در تقویم ایرانی كه همان هجری شمسی است و البته همه ما می دانیم كه مبدا آن، هجرت حضرت رسول الله از مكه به مدینه است، این روز مقارن با آغاز فصل پاییز است، اما در تقویم میلادی، این روز برابر با ۲۳ سپتامبر است كه از همین جا می توان تقویم هجری شمسی ایرانیان را دقیق تر از مشابه میلادی آن (كه مبنای آن تولد حضرت مسیح است) دانست، اما این تنها دلیل دقت تقویم شمسی نسبت به تقویم میلادی نیست.تقویم ما ایرانیان در واقع تركیب نام های تقویم اوستایی با ساختار نجومی تقویم جلالی ست. تقویم اوستایی، تقویمی صرفا دینی بود كه اساسا برای انجام مراسم مذهبی و هدف های دینی بنا شده بود. در این تقویم، طلوع آفتاب، آغاز روز بود، چون آفتاب برای زرتشتیان، مقدس بود. در این تقویم هفته وجود نداشت و هر یك از ۳۰ روز ماه با یكی از القاب اهورامزدا یا نام های خداوند یا به اسم یكی از فرشته های بزرگ نامیده می شد.تقویم جلالی در سال ۴۶۷ هجری در زمان سلطنت جلال الدین ملك شاه سلجوقی (كه نام تقویم از اسم او گرفته شده است) و وزارت وزیر دانشمند او، خواجه نظام الملك تنظیم شد. ۸ نفر از دانشمندان و منجمان معروف آن زمان از جمله خیام كه گویا سرپرست این گروه بوده، مشمول انجام این كار شدند. آنها می خواستند تقویمی بر پایه قوانین نجومی و دقیق تنظیم كنند. در مورد نحوه شكل گیری تقویم باید گفت كه هر دستگاه زمان به سال، ماه، هفته و روز و جدولی كه این تقسیمات را شامل می شود، تقسیم می شود كه آن را به صورت كلی تقویم می گویند. همه این دستگاه های قراردادی حساب زمان، در نهایت به امور متناوب طبیعی و دوره های گردش طبیعی بازمی گردد. در واقع باید گفت كه تاریخ تقویم از زمانی شروع می شود كه انسان به حال ماندگاری به زراعت پرداخت. همان طور كه گفته شد، دلیل دیگری هم برای اثبات برتری تقویم شمسی نسبت به تقویم میلادی وجود دارد. این دلیل دوم كه دلیل علمی تر و قابل استنادتری ست به ضریب خطای دو تقویم یاد شده بازمی گردد. عدم دقت تقویم شمسی ما ایرانیان هر ۳هزار و ۷۷۰ سال ، یك روز است، در حالی كه این ضریب خطا در تقویم میلادی، هر ۳هزار و ۳۳۰ سال، یك روز است.
پس از آشنایی با تقویم های شمسی و میلادی، دوباره به بحث تحول عظیم بازمی گردیم. شب و روز در تمام منظومه شمسی به دلیل وجود حركت وضعی سیارات، پدید می آیند. این مسئله برای اكثر انسان های روی كره زمین به جز آنهایی كه در قطب شمال زندگی می كنند- پدیده ای روزمره و عادی به شمار می رود و میزان آن ۲۴ ساعت است، اما در دیگر سیارات، اوضاع متفاوت است. در زهره، یك سال (یك بار گردش هر سیاره به دور خورشید را سال می گویند) ۲۲۵ روز زمینی است و این درحالی ست كه یك روز زهره برابر با ۱۱۷ روز زمین است. در مشتری كه كوتاه ترین شب و روز را داراست، هر روز ۹ ساعت و ۵۴ دقیقه طول می كشد. بد نیست بدانید، سرعت گردش زمین در استوای آن یكهزار مایل بر ساعت است و همین سرعت در مشتری، ۳۰ هزار مایل بر ساعت؛ پس شب و روز بسیار طولانی (همانند شب و روز قطبین زمین) چیز عجیبی در منظومه شمسی نیست.در نیمكره های زمین، فصل ها برعكس هم هستند؛ یعنی الان كه بهار و تابستان در نیمكره جنوبی شروع شده، در نیمكره شمالی پاییز و زمستان شروع شده است. در قطب ها، این فصل ها واقعا سخت و یكنواخت هستند. مثلا با شروع زمستان در قطب شمال، نه تنها سرمایی سخت آنجا را فرامی گیرد كه ۶ ماه تمام، تاریكی قطب را فراخواهد گرفت؛ شدت سرما در قطب به ۶۰- درجه سانتی گراد هم می رسد.به طور كلی در مورد تغییر فصل ها در كره زمین باید گفت، زمین با شیبی ۲۳ درجه ای روی محور خود به گرد خورشید می چرخد. باور عموم بر این است كه زمین در طول تابستان به خورشید نزدیك تر و در طول زمستان از آن دورتر است، اما این باور غلط است. مدار زمین به دور خورشید كاملا دایره ای ست و این خورشید است كه در طول زمستان، كمی از مركز خود جابه جا می شود و همین جابه جایی سبب می شود زمین ۳ میلیون مایل به خورشید نزدیك تر شود. این فاصله به نظر، بسیار زیاد می رسد، اما در واحدهای نجومی، میزان بسیار كمی ست و فقط برابر ۲ درصد اندازه مدارزمین است. این فاصله بسیار اندك تا حدودی بر دمای فصل ها اثر می گذارد، اما اثر شیب محور زمین اثرات بیشتری بر تغییرات فصلی می گذارد. در قطبین، این تغییرات نمود بیشتری دارد. در قطب ها خورشید همه ساله در یك تاریخ معین طلوع و غروب می كند، اما این طلوع و غروب با آنچه ما از آنها در ذهن داریم، تفاوت دارد. طلوع آفتاب در یك بازه زمانی ۳۰ ساعته اتفاق می افتد و تا فصل آینده كه زمستان شروع خواهد شد، در آسمان باقی خواهد ماند. جای خورشید در آسمان قطب ثابت نیست و هر روز ۴/۰ درجه بالا می رود. این پدیده به همین وضع در غروب آفتاب هم اتفاق می افتد.
سریع ترین تصاعد كرده زمین در قطب جنوب
طی دو دهه گذشته ما شاهد گرم شدن تدریجی زمین بوده ایم. این گرم شدن بر لایه اوزون تاثیر گذاشته و باعث شده كه این لایه نازك شود. یكی دیگر از تاثیرات گرم شدن زمین بر قطبین است. این گرم شدن باعث آب شدن یخچال های چندصدساله قطب ها می شود.
طی دو دهه گذشته ما شاهد گرم شدن تدریجی زمین بوده ایم. این گرم شدن بر لایه اوزون تاثیر گذاشته و باعث شده كه این لایه نازك شود. یكی دیگر از تاثیرات گرم شدن زمین بر قطبین است. این گرم شدن باعث آب شدن یخچال های چندصدساله قطب ها می شود.
از سوی دیگر افزایش آب های دریاها و اقیانوس ها را باعث می شود كه تاثیر مستقیم آن بر روی محیط زیست و زندگی انسان ها است. دانشمندان عوامل زیادی را برای گرم شدن زمین بیان كردند كه همگی مربوط به فعالیت های انسانی است.
یخچالهای طبیعی شبه جزیره قطب جنوب بسرعت در حال كوچك شدن هستند. این شبه جزیره ناحیه كوچكی در قاره قطب جنوب به طول ۱۹۳۱ كیلومتر است كه در جهت شمال، به سوی امریكای جنوبی كشیده شده است.
مطالعه دقیقی كه جزییات آن در شماره جاری مجله «ساینس» چاپ شده است نشان می دهد كه تقریبا ۹۰ درصد این توده های یخی، كه از كوه ها تا لبه اقیانوس كشیده شده اند، در حال آب رفتن هستند. این مطالعه توسط موسسه بریتانیایی «مطالعات قطب جنوب» و سازمان مطالعات زمین شناسی امریكا انجام شده است. اما نویسندگان این مقاله تاكید میكنند كه ذوب گسترده یخها میتواند ناشی از عوامل پیچیده مختلفی باشد.
آنها میگویند بالا رفتن دمای هوا یك عامل مهم به نظر می رسد، با این حال تصویری جامع از رویدادها احتمالا تنها به پدیده گرمتر شدن زمین محدود نیست و از آن فراتر خواهد رفت.
دكتر دیوید وان از موسسه بریتانیایی «مطالعات قطب جنوب» (Bas) گفت: «تصویر كلی حاكی از عقب نشینی یخچالها به نوعی است كه به افزایش دمای هوا به عنوان مهمترین عامل اشاره دارد؛ ما میتوانیم این عقب نشینی را به افزایش دمای مشاهده شده در ایستگاههای هواشناسی در طول شبه جزیره قطب جنوب پیوند دهیم.»
وی افزود: «اما آنها (كوچك شدن یخ ها و افزایش دما) كاملا با هم جفت و جور نمیشوند؛ به نظر میرسد عوامل دیگری هم وجود داشته باشد كه احتمالا با تغییر جریانات و درجه حرارت اقیانوسی مربوط است.»
این مطالعه به روی ۲۴۴ یخچال آبی (دریایی) كه عمدتا در كرانه غربی شبه جزیره قرار دارند انجام شد. اینها جریانهای مستقل یخی نسبتا كوچكی هستند كه از ارتفاع تقریبا دو هزار متری به دریا سرازیر می شوند.
دماغه آنها یا خرد میشود و به دریا میریزد یا میشكند و به صورت یك قطعه یخ در اقیانوس شناور میشود. این دو تیم از بیش از دو هزار عكس هوایی كه قدمت آنها گاه به سال ۱۹۴۰ برمیگردد و همچنین عكس هایی از بیش از ۱۰۰ ماهواره كه در چهار دهه اخیر تهیه شده، برای ارزیابی تغییر موقعیت دماغه یخچالها در طول زمان استفاده كرده اند.
الیسون كوك از موسسه مطالعات قطب جنوب، كه این تحقیقات را هدایت كرده است، گفت: «این نخستین مطالعه جامع درباره یخچالهای آبی در شبه جزیره قطب جنوب است.»
● كاهش سریع حجم
وی افزود: ما دریافتیم كه از زمان ثبت نخستین ركوردها كه به طور متوسط به سال ۱۹۵۳ باز میگردد، ۸۷ درصد از ۲۴۴ یخچال مورد مطالعه علایم عقب نشینی نشان میدهند. ۵۰ سال قبل اكثر یخچالها عملا درحال بزرگتر شدن بودند.
حالا اكثریت آنها بسرعت درحال آب شدن هستند. دانشمندان طی پنج سال اخیر شاهد بیشترین میزان ذوب یخها بودهاند، بطوری كه متوسط كاهش طول آنها ۵۰ متر در سال بوده است. برخی یخچالها تغییرات چشمگیری را تجربه كرده اند و برای مثال یخچال موسوم به شوگرین در انتهای شمالی شبه جزیره از سال ۱۹۹۳ تاكنون ۱۳ كیلومتر پس رفته است. این میزان عقبنشینی از هر یخچال دیگری در مطالعه بیشتر است.
۳۲ یخچال از این روند سرپیچی كرده و در عمل رشد كرده اند، اما پیشرفت آنها كه بطور متوسط ۳۰۰ متر برای هر یخچال در طول دوره مطالعه است، كمتر از میزان كاهش گروه اصلی است و توزیع آنها از الگوی خاصی پیروی نمیكند.
تیم محققان معتقد است كه رشد این دسته از یخچالها نشان دهنده این نكته است كه طول یخچال تحت تاثیر تركیب پیچیدهیی از نیروها قرار دارد. پژوهشگران می گویند توپوگرافی، زمین شناسی، باد، الگوی های بارندگی و همچنین میزان یخ موجود در آب كه در برابر دماغه یخچالها شناور هستند، جملگی میتواند بر میزان طول یخچال تاثیر داشته باشد و در حال حاضر دادههای كمی در مورد هر یك از این عوامل وجود دارد.
دمای شبه جزیره قطب جنوب ظرف تنها ۵۰ سال دو درجه سانتیگراد افزایش یافته است كه یكی از سریعترین تصاعدها در كره زمین است. دكتر وان میگوید: اینكه آیا باید انتظار داشته باشیم كه این روند گرمایش به بقیه قاره قطب جنوب هم گسترش پیدا كند، چیزی است كه اصلا نمیتوان درباره آن با اطمینان حرف زد.
دكتر اندرو ساگدن، سردبیر بینالمللی مجله ساینس اظهار نظر كرد: این مطالعه موید اهمیت فوقالعاده جمع آوری اطلاعات در دراز مدت است. تنها گردآوری این نوع دادههاست كه میتواند به ما امكان دهد آنچه را ممكن است در آینده برای كرهزمین روی دهد درك و پیش بینی كنیم.
ظهور علائم عقب نشینی در یخچال های قطب جنوب
یخچالهای طبیعی شبه جزیره قطب جنوب به سرعت در حال كوچك شدن هستند. این شبه جزیره ناحیه كوچكی در قاره قطب جنوب به طول ۱۹۳۱ كیلومتر است كه در جهت شمال، به سوی آمریكای جنوبی كشیده شده است.
مطالعه دقیقی كه جزئیات آن در شماره جاری مجله «ساینس» چاپ شده است نشان می دهد كه تقریبا ۹۰ درصد این توده های یخی، كه از كوه ها تا لبه اقیانوس كشیده شده اند، در حال آب رفتن هستند.
به گزارش پایگاه اینترنتی بی بی سی، این مطالعه توسط موسسه بریتانیایی «مطالعات قطب جنوب» و سازمان مطالعات زمین شناسی آمریكا انجام شده است، اما نویسندگان این مقاله تاكید می كنند كه ذوب گسترده یخ ها می تواند ناشی از عوامل پیچیده مختلفی باشد.آنها می گویند بالا رفتن دمای هوا یك عامل مهم به نظر می رسد، با این حال تصویری جامع از رویدادها احتمالا تنها به پدیده گرمتر شدن زمین محدود نیست و از آن فراتر خواهد رفت.دكتر دیوید وان از موسسه بریتانیایی «مطالعات قطب جنوب» (Bas) گفت: «تصویر كلی حاكی از عقب نشینی یخچال ها به نوعی است كه به افزایش دمای هوا به عنوان مهمترین عامل اشاره دارد؛ ما می توانیم این عقب نشینی را به افزایش دمای مشاهده شده در ایستگاه های هواشناسی در طول شبه جزیره قطب جنوب پیوند دهیم.»وی افزود: «اما آنها (كوچك شدن یخ ها و افزایش دما) كاملا با هم جفت و جور نمی شوند؛ به نظر می رسد عوامل دیگری هم وجود داشته باشد كه احتمالا با تغییر جریانات و درجه حرارت اقیانوسی مربوط است.»
این مطالعه به روی ۲۴۴ یخچال آبی (دریایی) كه عمدتا در كرانه غربی شبه جزیره قرار دارند انجام شد.اینها جریان های مستقل یخی نسبتا كوچكی هستند كه از ارتفاع تقریبا دو هزار متری به دریا سرازیر می شوند. دماغه آنها یا خرد می شود و به دریا می ریزد یا می شكند و به صورت یك قطعه یخ در اقیانوس شناور می شود.این دو تیم از بیش از دو هزار عكس هوایی كه قدمت آنها گاه به سال ۱۹۴۰ برمی گردد و همچنین عكس هایی از بیش از ۱۰۰ ماهواره كه در چهار دهه اخیر تهیه شده، برای ارزیابی تغییر موقعیت دماغه یخچال ها در طول زمان استفاده كرده اند.
الیسون كوك از موسسه مطالعات قطب جنوب، كه این تحقیقات را هدایت كرده است، گفت: «این نخستین مطالعه جامع درباره یخچال های آبی در شبه جزیره قطب جنوب است.»
كاهش سریع حجم
الیسون كوك گفت: «ما دریافتیم كه از زمان ثبت نخستین ركوردها كه به طور متوسط به سال ۱۹۵۳ بازمی گردد، ۸۷ درصد از ۲۴۴ یخچال مورد مطالعه علائم عقب نشینی نشان می دهند.»
وی افزود:«این برعكس روندی است كه ۵۰ سال قبل جریان داشت. در آن زمان اكثر یخچال ها عملا در حال بزرگتر شدن بودند. حالا اكثریت آنها به سرعت در حال آب شدن هستند.»
دانشمندان طی پنج سال اخیر شاهد بیشترین میزان ذوب یخ ها بوده اند، به طوری كه متوسط كاهش طول آنها ۵۰ متر در سال بوده است.برخی یخچال ها تغییرات چشمگیری را تجربه كرده اند و برای مثال یخچال موسوم به «شوگرین» در انتهای شمالی شبه جزیره از سال ۱۹۹۳ تاكنون ۱۳ كیلومتر پس رفته است. این میزان عقب نشینی از هر یخچال دیگری در مطالعه بیشتر است.
۳۲ یخچال از این روند سرپیچی كرده و در عمل رشد كرده اند، اما پیشرفت آنها كه به طور متوسط ۳۰۰ متر برای هر یخچال در طول دوره مطالعه است، كمتر از میزان كاهش گروه اصلی است و توزیع آنها از الگوی خاصی پیروی نمی كند.
تیم محققان معتقد است كه رشد این دسته از یخچال ها نشان دهنده این نكته است كه طول یخچال تحت تاثیر تركیب پیچیده ای از نیروها قرار دارد.پژوهشگران می گویند توپوگرافی، زمین شناسی، باد، الگوی های بارندگی و همچنین میزان یخ موجود در آب كه در برابر دماغه یخچال ها شناور هستند، جملگی می تواند بر میزان طول یخچال تاثیر داشته باشد و در حال حاضر داده های كمی در مورد هر یك از این عوامل وجود دارد.
دمای شبه جزیره قطب جنوب ظرف تنها ۵۰ سال دو درجه سانتیگراد افزایش یافته است كه یكی از سریعترین تصاعدها در كره زمین است.دكتر وان می گوید: «این كه آیا باید انتظار داشته باشیم كه این روند گرمایش به بقیه قاره قطب جنوب هم گسترش پیدا كند، چیزی است كه اصلا نمی توان درباره آن با اطمینان حرف زد.»
دكتر اندرو ساگدن، سردبیر بین المللی مجله ساینس اظهار نظر كرد: «این مطالعه موید اهمیت فوق العاده جمع آوری اطلاعات در درازمدت است. تنها گردآوری این نوع داده هاست كه می تواند به ما امكان دهد آنچه را ممكن است در آینده برای كره زمین روی دهد درك و پیش بینی كنیم.»
ذوب یخ های قطب جنوب : عصر یخ یا گلخانه
عكس های ماهواره های ناسا نشان دادند كه چگونه ظرف یك فاصله زمانی پنج هفته ای تكه بزرگی از یخ به حجم ۳۲۵۰ كیلومترمربع تقریباً به بزرگی مالوركا _ از دیواره یخی لارسن جدا شد.

فیلم علمی _ تخیلی «روز پس از فردا» داستانی از وحشت و هراس حقیقی را به تصویر می كشد. زمین و تقریباً هر چیزی كه در آن است، به ناگهان منجمد می شود. شگفت آورتر اینكه رویداد مذكور حاصل پدیده گرم شدگی زمین است. اما آیا واقعاً دوران سردی را در پیش داریم؟
چه كسی دیواره یخی لارسن را می شناسد؟ این كوه عظیم یخی شناور در آب های دریا كه در ارتباط با یخچال های خشكی شبه جزیره قطب جنوب است، زمان درازی تنها برای پژوهشگران قطب جالب بود. لیكن در سی و یكم ژانویه سال ۲۰۰۲ ناگهان این غول یخی نظر تمام جهانیان را به خود جلب كرد.
عكس های ماهواره های ناسا نشان دادند كه چگونه ظرف یك فاصله زمانی پنج هفته ای تكه بزرگی از یخ به حجم ۳۲۵۰ كیلومترمربع تقریباً به بزرگی مالوركا _ از دیواره یخی لارسن جدا شد. كارشناسان حدس می زنند كه آب حاصل از ذوب یخ ها همچون چشمه های كوچك بی شمار به داخل دیواره یخی راه یافته و آنجا یخ زده و بدین ترتیب حجمی اضافه تشكیل شده كه قاعدتاً از تكه یخ غول آسا جدا شده است. این تكه یخ كه به نام «لارسن ب» خوانده شد، ۲۲۰ متر ضخامت و ۷۲۰ میلیارد تن وزن داشت و به هزاران تكه كوچك تقسیم شد.
این نخستین باری نیست كه یخ موجود در قطب جنوب از بین می رود. در ماه های مارس و مه سال ۲۰۰۰ تكه های بزرگی از كمربند یخی جدا شده و از بین رفتند. یك ركورد جهانی تا آن زمان، تكه ای از یخ به بزرگی ده هزار كیلومترمربع جدا و به سمت دریای روس (Ross) رهسپار شد.
در فیلم علمی _ تخیلی رولاند امریش «روز پس از فردا» یك دانشمند پژوهشگر آمریكایی هوا به نام جك هال ماجرایی را درست شبیه آنچه كه بر سر دیواره یخی لارسن آمده پیش بینی می كند كه در سال ۲۰۰۲ رخ می دهد. در این فیلم هالیوود كه به یك شعر حماسی بیشتر شبیه است نیز تكه عظیم یخ جدا می شود. خدمه هال با رویدادی به غایت دهشتناك مواجه شدند. شكافی عظیم (با استفاده از متحرك سازی كامپیوتری) در یخچال مقابل شان دهان باز كرد و تقریباً آنها را بلعید. در اینجا واقعیت و خیال درهم می آمیزند: امریش در فیلمنامه تمام جزئیات تلاش های این انسان ها را به تصویر می كشد.
اما كارگردان با لحن هجوآمیزی می گوید: «باید در نوشتن فیلمنامه تعجیل می كردیم، والا از فیلم سینمایی خبری نبود، تنها چیزی كه باقی می ماند مستندسازی رویدادها بود.» منشأ و علت واقعه ای برای یخ های قطب جنوب رخ داد و پیش زمینه داستان فیلم همانا گرم شدن روزافزون كره زمین است: بدین ترتیب میدان های یخ قطب ها بیش از پیش ذوب می شوند. زمینه ساز چنین دگرگونی در آب و هوا اثر گلخانه ای است با بالاترین سطح گازهای مضر از نقطه نظر آب و هوا مثل دی اكسیدكربن(Co۲) در جو، كره زمین را پوششی از گاز فرا می گیرد، چنین رویدادی نتایج مرگباری را به دنبال دارد.
گرمای بیشتری از خورشید به كره زمین می تابد چرا كه این اشعه گرمایی در فضا منعكس می شود. نتیجه آن كه نوعی شبنم ناشی از گرما ظاهر خواهد شد (قطره آب به كندی تبخیر می شود)، توده های عظیم یخی شروع به آب شدن خواهند كرد و مقادیر فراوانی از آب شیرین سرد به داخل اقیانوس ها سرازیر خواهند شد. امریش كارگردان فیلم از این واقعیت علمی به عنوان نقطه شروع سوگنامه آب و هوایی خویش استفاده می كند. گلوله های شناور حرارت سنج ها در آتلانتیك شمالی دیوانه می شوند و خبر از آن می دهند كه چشمه های آب گرم در اقیانوس واقع در نیمكره شمالی خشك شده اند.
همچنانكه این «حرارت» به نقطه اوج خود می رسد، فاجعه سرما نیز به كمك جلوه های ویژه قطعی و تاثیرگذار به نظر می رسد: رگبارهای تگرگ به درشتی مشت انسان توكیو را درهم می كوبند، بادهای سخت و توفانی لس آنجلس را خالی از سكنه می كنند، یك موج عظیم مد آب های اقیانوس نیویورك را در خود غرق می سازد. آنگاه فاجعه عظیم رخ می دهد: سرتاسر نیمكره شمالی در زیر یخ و برف مدفون می شود. فیلمنامه می گوید كه هوای بسیار سرد منهای ۱۰۱ درجه سانتیگراد از استراتوسفر به سمت زمین می آید و انسان ها در ظرف چند ثانیه جملگی یخ می زنند.
تصاویر امریش تكان دهنده اند ولی باوركردنی به نظر نمی رسند. از یك سو روزانه اخباری راجع به گرم تر شدن تدریجی سیاره مان می شنویم و می خوانیم، از طرف دیگر عصر جدیدی از یخ پیش بینی می شود. كدامیك را بپذیریم؟
یك منبع آگاه احتمالاً می تواند پاسخگوی پرسش های ما پیرامون آب وهوا باشد. «گروه بین دولتی برای تغییر آب و هوا» شامل جمعی از زبده ترین كارشناسان است. مذاكرات پیرامون آب و هوا در چارچوب ملل متحد نیز براساس اعلامیه این گروه صورت می گیرد. بر طبق گزارشات گروه طی فاصله زمانی ۱۹۹۰ تا ۲۱۰۰ درجه حرارت كل كره زمین به طور متوسط بین ۴/۱ تا ۸/۵ درجه سانتیگراد افزایش خواهد یافت (در مجموع در طول قرن بیستم: به علاوه ۶/۰ درجه). تفاوت بین این دو رقم قابل توجه است، چه به سختی می توان آثار حاصل از عوامل گوناگون دخیل در این پدیده را به دقت پیش بینی نمود: عواملی چون افزایش جمعیت یا افزایش گاز (Co۲)در نتیجه استفاده از سوخت های فسیلی، به علاوه تغییرات در آب و هوا بسیار به كندی صورت می گیرد: حتی اگر بشر انتشار گازهای گلخانه ای را به سرعت به صفر برساند.
ده ها سال طول می كشد كه گرم تر شدن كره زمین متوقف شود. درست مثل اتومبیلی كه با سرعت بالایی در حركت است، برای آن كه از سرعتش كاسته شود، لازم است چندین كیلومتر مسافت را طی كند. بسته به اینكه گرم شدن زمین و آب شدن توده های یخ تا چه اندازه شدید باشد سطح آب اقیانوس ها بین ۲۰ تا ۸۶ سانتیمتر افزایش خواهد یافت. بدون اقدامات حفاظتی همچون برپا كردن سدهای مرتفع مساحت وسیعی از سواحل دریاها و اقیانوس ها و زمین های در مجاورت آنها به زیر آب خواهند رفت. بسیاری از جزایر رویایی دریای جنوب برای همیشه محو خواهند شد.
اما همین حالا هم شاهد نتایج حاصل از پدیده قدرتمند گرم تر شدن زمین هستیم: طوفان هایی كه تاكنون نظیرشان اتفاق نیفتاده، باران های سیل آسا و طغیان رودخانه ها، تابستان های گرم و طاقت فرسا با تلفات عظیم در محصولات گیاهی و دامی و آتش سوزی های وسیع جنگل ها، یخچال های آلپ آب و در بسترهای عظیم یخی خلل وارد می شود و ساختمان ها دستخوش تزلزل می شوند. اكوسیستم درهم می ریزد، تمام حیوانات و گیاهان نابود می شوند و فضای زندگی انسان ها به شدت در معرض تهدید قرار می گیرد.
«گروه بین دولتی برای تغییر آب و هوا» در «خلاصه ای برای سیاستگزاران» باز هم نتایج بیشتری را برمی شمارد. سالخوردگان بیشتری به خاطر گرما جان خود را از دست می دهند؛ عوامل مضر و بیماری زا گسترش می یابند (مثلاً پشه های مالاریا راه سرزمین های شمالی تر را در پیش می گیرند)؛ كوه های بیشتری ریزش می كنند، فرسایش زمین ها و سواحل دریاها سرعت می گیرد، حتی جزایر مرجانی نیز در این میان آسیب می بینند و زمانی كه بسترهای یخی دائمی اندك اندك ذوب می شوند، مقادیر عظیمی متان و دی اكسیدكربن آزاد و اثر گلخانه ای بیش از پیش تشدید می شود. اگرچه دانشمندان در مورد این آثار و نتایج اتفاق نظر دارند، ولی افزایش سریع دمای زمین در ده سال اخیر پرسش های زیادی را برای انسان مطرح كرده كه لازم است پاسخ هایی برای آنها پیدا شود. افزایش شدت حرارت خورشید در ۱۰۰ ساله اخیر تنها موجب ۲/۰ درجه افزایش درجه حرارت زمین شده است.
گرم تر شدن زمین یك واقعیت است كه در حدود مشخصی اتفاق خواهد افتاد. اما چگونه می توان از این واقعیت این طور نتیجه گرفت كه دوران یخبندانی در راه است؟ لااقل آن طور كه امریش وانمود می كند. كارگردان و فیلمنامه نویس در فیلم خویش از آنجا شروع می كنند كه یخ های ذوب و رها شده از قطب های كره زمین با جریانات آب گرم اقیانوس ها برخورد پیدا می كنند. چنین فیلمنامه ای را نمی توان پیشاپیش رد یا قبول كرد، چه یك بار حدود ۱۱هزار تا ۱۲هزار سال پیش جریان اقیانوسی گلف استریم كاملاً متوقف شد.
ر این زمان پس از یك دوره آب و هوای گرم درجه حرارت در گرینلند در مدار ۱۵ درجه به یك بار افت كرد. بدین ترتیب تا آنجا كه به دانشمندان مربوط می شود، می توان از وضعیت جریان آب داخل اقیانوس ها به عنوان شاخصی از وضعیت كلی آب وهوا استفاده نمود. به قول ماروتسكه رئیس موسسات ماكس پلانك در رشته هواشناسی در هامبورگ: «در دهه های آینده جریان آب داخل اقیانوس بار دیگر بسیار ضعیف خواهد شد. اما این بار موضوع ضعیف تر شدن طبیعی آن مطرح نیست، بلكه این انسان ها هستند كه موجب چنین وضعیتی خواهند بود.»
این طور حدس زده می شود كه این جریان اقیانوسی (golfstream) قبل از همه اقیانوس اطلس جنوبی در طول دماغه امیدنیك منشأ گرفته، عرض اقیانوس را به سمت شمال پیموده، به سواحل آمریكای جنوبی و مركزی نزدیك می شود و به خلیج مكزیك می رسد، در آنجا گرم تر می شود، از آنجا در مسیر ساحل ایالات متحده تا حوالی ۳۵ درجه عرض شمالی پیش می رود و در دماغه هاتراس (كارولینای شمالی) با سرعتی معادل ۵ كیلومتر در ساعت و با عرض ۵۰ كیلومتر به سمت شرق راه كج می كند و راه دریاهای آزاد را در پیش می گیرد.
جریان گلف استریم در مسیر ۱۵۰۰ كیلومتری خویش شاخه های بسیاری تشكیل می دهد، طوری كه بخشی از آن تا سواحل نروژ ادامه پیدا می كند. این جریان اقیانوس اطلس شمالی _ كه در فیلم امریش نیز به همین نام اشاره می شود _ در آب های قطب شمال در حوالی گرینلند مجدداً سرد شده به عمق آب اقیانوس فرو می رود و به صورت یك آبشار عظیم از سطح به عمق و كف اقیانوس به جریان می افتد و رهسپار آب های گرم نواحی جنوبی اقیانوس می شود. بدین ترتیب یك دوره كامل طی می شود كه ۵۰ سال به طول می انجامد. ولی برای آب هایی كه راه خود را گم و طولانی می كنند، این زمان می تواند به پانصد سال هم برسد.
گرمایی كه گلف استریم در هر ثانیه به سمت شمال با خود حمل می كند، چیزی معادل نیم میلیون واحد نیروی كار است. هنگامی كه جریان آب به سواحل آب های سرد شمال نزدیك می شود گرمای موجود در آن از طریق زمین راه غرب را در پیش می گیرد. نتیجه آن كه اروپای شمال غربی در مقایسه با سایر نواحی هم ارز از نظر جغرافیایی (مثلاً روسیه یا لابرادور) آب و هوایی كه به طور غیرعادی ملایم است پیدا می كند.
ولی نیروی محرك گردش جریان گلف استریم كدام است؟ بادهای موسمی نواحی گرمسیری، بادهای غربی عرض های جغرافیایی میانی كره زمین، گردش كره زمین، معماری بستر اقیانوس اطلس و به اصطلاح گردش دمایی _ نمكی از جمله عواملی هستند كه پیش برنده این جریان به شمار می روند. دمایی _ نمكی به معنای تفاوت كمك محلول در آب در نتیجه تغییر در درجه حرارت است. این نیروی محركه بدین صورت عمل می كند: وقتی كه آب گلف استریم حرارتش را در شمال از دست داده سرد می شود، و حرارت پایین و نمك فراوانش چگالی آن را بالا می برد؛ این آب از آب های اطراف سنگین تر بوده و به عمق می رود كه از آنجا به سمت جنوب جاری می گردد. بدین ترتیب گردش آب تداوم پیدا می كند.
گردش دمایی _ نمكی به ویژه در برابر گرم تر شدن كل كره زمین و ذوب شدن یخ های قطب ها حساس است. هنگامی كه اثر گلخانه ای بیش از پیش تشدید شود، گلف استریم به میزان سابق سرد نخواهد شد، در همین زمان آب شیرین بیشتری در نتیجه ذوب شدن یخ ها و باران های سیل آسا وارد اقیانوس خواهند شد. نتیجه: آب دیگر به چگالی مطلوب برای فرورفتن به اعماق اقیانوس نخواهد رسید. موتور ماشین جوش آورده از حركت بازخواهد ایستاد، در بدترین حالت دیگر اثری از گلف استریم نخواهد بود _ همچون رودخانه ای دچار خشكسالی شده _ و به دنبال آن سرما سر خواهد رسید.
پس حق با امریش است، این پرسش در عمل هنوز پاسخ دقیقی ندارد، چرا كه اطلاعات ما بسیار اندك است با این حال با محاسبات كامپیوتری نتایج حاصل از بدترین حالت، یعنی از بین رفتن كامل گرمای حاصل از گلف استریم پیش بینی شده اند اما نتایج مذكور اظهارنظرهای قاطع فیلم را تائید نمی كنند: در كشورهایی مانند انگلستان، ایرلند و اسكاندیناوی حداكثر تنها ۶ درجه از دمای هوا كاسته خواهد شد.
پروفسور اشتفان رامشتورف از «موسسه پژوهش در آب و هوا» واقع در پوتسدام پیش از این در مصاحبه ای تصویری از چنین وضعیتی را ارائه داده است. در این صورت باید به برایتون در جنوب انگلستان درخت و محصولات گیاهی وارد نمود زیرا در این شهر نیز همچون ایسلند كنونی در فصل تابستان هم از گرما خبری نخواهد بود. در نروژ در فصل زمستان دسترسی به اقیانوس ممكن نخواهد بود زیرا دیواری زرهی از یخ سواحل اقیانوس را فراخواهد گرفت و هوای آلمان دو تا ۵ درجه سردتر خواهد شد. بررسی ها نشان داده اند كه مثلاً در كالسروهه تعداد روزهای یخبندان سال دو برابر امروز خواهد بود.
اما اینكه این اتفاقات ظرف چند هفته یا حتی چند روز (آن طور كه در فیلم آمده) رخ دهند چه؟ یوخم ماروتسكه می گوید: «غیر ممكن است!» این فروپاشی آب و هوا، اگر قرار باشد اتفاق بیفتد «لااقل ده تا بیست سال به طول می انجامد.» اما آیا اصلاً اتفاق خواهد افتاد؟ به گفته ماروتسكه «اتفاقی چون تضعیف گلف استریم را اصلاً نمی توان با قطعیت اعلام نمود.» پس خیالمان راحت باشد به هیچ وجه! كارشناسان خطر را حس می كنند و در جست وجوی كسب اطلاعات بیشترند.
صحنه عوض شده، این بار سواحل باهاما در مقابل چشمان ما قرار دارد. جزیره آباكو با ساحل ماسه ای كه در زیر نور آفتاب می درخشد و قایق های بادبانی كه كشتی پژوهشی انگلیسی به نام «اكتشاف» در میان آنها نظرها را به خود جلب می كند. كشتی انگلیسی ۹۰ متر طول، ۲۰ تن خدمه و حدود یك دو جین دانشمند دارد كه بیشترشان انگلیسی و آمریكایی هستند. مدار جغرافیایی محل كشتی دقیقاً عرض ۵/۲۶ درجه شمالی است.
از اواسط فوریه تا اوایل ماه مه سال ۲۰۰۴ كشتی «اكتشاف» از جزایر قناری تا باهاما در حركت بود و اندازه گیری های زیادی را صورت داد. این بخشی از یك برنامه پژوهشی پنج ساله تا سال ۲۰۰۸ است، برنامه ای كه ۲۰ میلیون پوند بودجه دارد و دولت انگلیس به رهبری ماروتسكه اجرای آن را برعهده دارد.
از بالای عرشه كشتی «اكتشاف» جرثقیل های بزرگ چرخ های بزرگ قطارهای قدیمی راه آهن را به داخل آب می اندازند. این اجسام سنگین یك سر طناب هایی را با خود به قعر دریا می برند و سر دیگر آنها با اتصال به شناورهای عظیم بر سطح آب ثابت می شوند.
در طول طناب های مذكور دستگاه های مخصوص سنجش ارتفاع، نمك موجود و فشار آب را در نقاط مختلف زیر دریا اندازه گیری می كنند. ماروتسكه اشاره می كند: «می خواهیم بدانیم در چه عمقی جریان آب گلف استریم در جهت جنوب باز می گردد؟» پیش از این، چنین اتفاقی در عمق ۱۵۰۰ تا ۴۰۰۰ متری زیر سطح آب پیش می آمد. اگر جریان آب در عمق كمتری جهت عوض كند آنگاه تا عرض جغرافیایی كمتری در شمال پیش خواهد رفت. این علامت خطری برای پژوهشگر آب و هوا به شمار می رود، چه عملاً به معنای ضعیف تر شدن جریان آب گلف استریم است.
نخستین پیش بینی های كشتی «اكتشاف» تا پیش از پایان سال جاری امكان پذیر نیست و تا این زمان دستگاه های اندازه گیری همچنان در زیر آب باقی خواهند ماند. علاوه بر این پژوهشگران به كمك ماهواره های Quikscat و Topex-Poseidon از ارتفاع ۱۳۰۰ كیلومتری قدرت باد و تموجات سطح آب ها را ثبت می كنند. اكنون اطلاعاتی از این پژوهش ها منتشر نشده، نمی توانیم ماجراهای فیلم امریش را رد یا قبول كنیم. تا به امروز دانشمندان پیش بینی های مشخصی پیرامون آثار و نتایج حاصل از اتفاقات امروزی كرده اند. به قول ماروتسكه: «اطلاعات ما از سال ۱۹۵۷ چهار برابر شده، ولی هنوز هم نمی توانیم قطعاً بگوئیم كه تضعیف جریان دریایی گلف استریم در راه است.»
سخن آخر این كه یك دوره آب و هوایی چیزی حدود ۳۰هزار تا ۵۰هزار سال به طول می انجامد كه در یك انتهای آن دیگر می توان سخن از سرمای واقعی و یخبندان حقیقی گفت.
خورشیدگرفتگی حلقوی در قطب جنوب

نخستین خورشید گرفتگی ۲۰۰۸ در ۱۸ بهمن ۸۶ به صورت حلقوی در قطب جنوب و به صورت جزئی در زلاندنو تا شرق استرالیا قابل مشاهده است.
نخستین خورشید گرفتگی ۲۰۰۸ در ۱۸ بهمن ۸۶ به صورت حلقوی در قطب جنوب و به صورت جزئی در زلاندنو تا شرق استرالیا قابل مشاهده است.
به گزارش صدای آسمان، مسیر این گرفت از ساعت ۳h۲۰m UT آغاز می شود و با حرکت خود به طرف غرب به سرعت از Antarctica گذشته به طرف شمال و اقیانوس آرام تغییر جهت می دهد. طولانی ترین مدت گرفت درساعت ۳h۵۵m۰۵s UT زمانی خواهد بود که ماه ۹۶.۵ درصد از قرص خورشید را می پوشاند. در این لحظه مدت گرفت به ۲ دقیقه و ۱۲ ثانیه می رسد و ۴۴۴ کیلومتر از مساحت زمین در زیر سایه ماه پنهان می شود.
کل مدت زمان گرفت ۷ فوریه، ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه به طول می انجامد که در ساعت ۴h۳۱m UT به پایان می رسد.
خورشید گرفتگی حلقوی ۷ فوریه به صورت حلقوی و قابل مشاهده در قطب جنوب است و گرفتگی جزئی آن در زلاندنو تا شرق استرالیا دیده می شود. جهت دریافت انیمیشن عبور سایه ی این گرفت از دیگر مناطق به این http://www.eclipse.org.uk/eclipse/۰۱۳۲۰۰۸/ مراجعه کنید.
این گرفت به چندین دلیل مورد توجه منجمان قرار نمی گیرد: خورشید در ۱۶ درجه ای بالای افق اقیانوس آرام قرار دارد، این گرفت در امتداد مسیر غروب خورشید رخ می دهد، بیشترین مسیر گرفت از غرب به شرق است و این گرفت با سرعت از شرق به غرب آغاز شده و سپس قبل از حرکت از غرب به شرق و به طرف نقطه پایانی گرفت، با سرعت کمتر به سمت شمال تغییر مسیر می دهد.
خورشید گرفتگی یا به زبان پارسی کهن خورگیر، وقتی رخ میدهد که از دید زمینیان قرص ماه روی قرص خورشید را میپوشاند. اگر ماه تمام خورشید را بپوشاند کسوف کلی است و اگر فقط بخشی از قرص خورشید پوشیده شود کسوف جزئی نامیده میشود.
فاصله خورشید تا زمین و نیز فاصله زمین تا ماه ثابت نیست، این فاصلهها اندکی تغییر میکنند. هنگامی که زمین از حالت عادی خورشید نزدیکتر و از ماه دورتر است، اندازه ظاهری ماه کوچکتر از اندازه ظاهری خورشید میشود. اگر در این مواقع گرفتگی رخ دهد، ماه نمیتواند قرص خورشید را بطور کامل بپوشاند. در نتیجه حلقه درخشانی از نور خورشید دور تا دور ماه را فرا میگیرد. این حالت را گرفت حلقهای مینامند. در گرفت حلقهای، آسمان همچنان روشن است و تاج خورشیدی نیز دیده نمیشود. به این دلیل، ارزش علمی گرفت حلقهای کم است. زیرا ارزش علمی خورشید گرفتگی به بررسیهایی است که هنگام گرفتگی کلی میتوان انجام داد که در مواقع دیگر عملا غیر ممکن است.
طولانی ترین کسوف ها زمانی روی می دهند که زمین در اوج (دورترین فاصله از خورشید، کوچکترکردن صفحه خورشیدی) و ماه درحضیض (نزدیکترین فاصله از زمین، بزرگترین فاصله از زمین بزرگتر کردن قطرظاهری ماه) قرار دارند.
در کسوف حلقوی خورشید به صورت یک حلقه به نظر می آید. وقتی که ماه کاملا صفحه خورشیدی را مسدود نکرده باشد این حلقه قابل مشاهده است. کسوفهای حلقوی زمانی پدید می آیند که خورشید در نزدیکترین (نزدیکترین فاصله تا زمین، بزرگتر به نظر آمدن خورشیدی) و ماه در اوج (دورترین فاصله از زمین، کوچکتر به نظر آمدن ماه) قرار دارند.
۱۵ هزار سال تاریخ ذوب یخهای قطب جنوب بازسازی شد
زمین شناسان و یخ شناسان انگلیسی و آلمانی موفق شدند تاریخ ذوب یخهای قطب جنوب را در ۱۵ هزار سال گذشته بازسازی کنند.
زمین شناسان و یخ شناسان انگلیسی و آلمانی موفق شدند تاریخ ذوب یخهای قطب جنوب را در ۱۵ هزار سال گذشته بازسازی کنند.
محققان دانشگاه دورهام و موسسه تحقیقات دریایی و قطبی آلمان توانستند سرعت ذوب یخهای قطب جنوب را در مناطق میان دریای سرخ و شبه جزیره جنوبگان تعیین کنند.
نتایج این تحقیقات از دیدگاه هواشناسی می تواند در بررسی سرعت تغییراتی که در تاریخ تکامل از حدود ۱۵ هزار سال قبل منجر به پوشش یخی قطب جنوب شده است، بسیار مهم باشد.
این محققان تحقیقات خود را روی منطقه "صفحه یخی جنوبگان غربی" متمرکز کردند. روشی که این زمین شناسان برای کسب این نتایج مهم از آن استفاده کردند، برپایه تجزیه ایزوتوپیک صخره های یخی است که در مراحل مختلف از صفحه اصلی جدا شده اند.
نتایج این تحقیقات که در مجله Geology منتشر شده است، نشان می دهد این دانشمندان با استفاده از ایزوتوپهای برلیوم ۱۰ و آلومینیوم ۲۶ که به ایزوتوپهای کیهانی معروفند و در اثر برخورد پرتوهای کیهانی به این صخره ها ایجاد شده اند، موفق به این بازسازی شده اند.
نتایج اولیه این بررسیها نشان می دهد که به خصوص یخهای "جزیره پاین" در ۵ هزار سال گذشته در حدود ۴ سانتیمتر در سال ذوب شده اند، درحالی که یخهای منطقه "اسمیت" و "پاپ" در حدود ۲ سانتیمتر در سال در دوره ۱۴ هزار و ۵۰۰ سال گذشته باریک شده اند.
براساس گزارش innovations report ، این تغییرات ۲۰ برابر کندتر از تغییراتی است که از دهه ۹۰ قرن گذشته اتفاق افتاده است.
به طوری که برای مثال، یخهای جزیره "پاین" از دهه نود یک ذوب متوسط سالانه بین یک تا ۶/۱ متر را به ثبت رسانده اند.
كوسهها در آستانه ورود به حریم آبهای قطب جنوب
گرم شدن زمین می تواند كوسههای وحشی را به آبهای قطب جنوب بكشاند كه به این ترتیب یكی از منحصر به فردترین حیات وحش های دریایی را كه میلیونها سال است در پناه سرما و یخ قرار دارد به خطر می اندازند.
به نقل از خبرگزاری فرانسه، زیست شناسان حاضر در كنفرانس سالانه انجمن آمریكایی پیشرفت علوم هشدار دادند كه بازگشت این حیوانات درنده به قطب جنوب برای اكوسیستم دریایی این منطقه ویرانگر و نابودكننده است.
پروفسور «شریل ویلگا» استاد زیست شناسی دانشگاه رودآیلند میگوید: هنوز هم آبهای مجاور قطب جنوب برای زیست كوسهها بسیار سرد است اما تغییراتی كه در حال شكل گیری است میتواند خطرناك باشد.»
وی ادامه داد: «گرمایش زمین تاكنون دمای هوا را در ۵۰سال گذشته ۱ تا ۲ درجه افزایش داده است و این آبها میتوانند تا ۱۰۰ سال آینده به مكان خوبی برای حضور كوسهها تبدیل شود.»
«ویلگا» گفت: «كافی است كه تنها دمای آبها به بالای درجه انجماد برسد و باتوجه به روند كنونی تا پایان قرن به این نقطه خواهیم رسید. زمانی كه كوسهها به قطب برسند به طور كامل اكولوژی اعماق آب در این نقطه را تغییر خواهند داد.»
زیست شناسان همچنین اعلام كردند كه در حالی كه ممكن است كوسهها روزی این آبها را تسخیر كنند در حال حاضر خرچنگها برای اولین بار طی میلیونها سال تا حد زیادی به قطب نزدیك شدهاند كه آنها نیز خطر دیگری برای این منطقه محسوب میشوند.
«سون تاتجه» از اعضای مركز ملی اقیانوس نگاری ساوتمپتون بریتانیا، با درخواست جدی از جامعه بینالمللی برای كاهش تولید گازهای گلخانهای گفت: خرچنگها درست در پشت در و آبهای عمیق هستند و تنها چند جریان سرد آنها را از فلات قاره قطب جدا میكند.
این اقیانوس نگار در ژانویه ۲۰۰۷ به همراه سایر روزنامه نگاران موفق به كشف حضور خرچنگها در آستانه ورود به حیطه قطب جنوب شدهاند.
وی هشدار داد كه بازگشت این آبزیان ویرانگر به قطب جنوب تراژدی بزرگی برای یكی از آخرین حیات وحشهای منحصر به فرد و دست نخورده كره زمین خواهد بود.
کشف یک آتشفشان قدیمی زیر یخهای قطب جنوب
گروهی از دانشمندان انگلیسی موفق شدند در زیر یخهای قطب جنوب آتشفشانی را کشف کنند که آخرین فوران خود را در حدود دو هزار سال قبل انجام داده است.
محققان موسسه انگلیسی تحقیقات در قطب جنوب (British Antartic Survey) که نتایج یافته های خود را در مجله Nature Geosciences منتشر کرده اند، توانستند یک آتشفشان قدیمی را زیر یخهای قطب جنوب کشف کنند که آخرین فوران خود را بین ۲۰۷ تا ۲۴۰ قبل از میلاد انجام داده است.
این آتشفشان به مدت ۱۰ هزار سال خشن ترین رویداد زمین شناسی قاره سفید بوده است.
به گفته این دانشمندان که با استفاده از یک رادار این آتشفشان را که سبب ایجاد تغییرات مهمی در یخهای قطب جنوب شده بود شناسایی کردند.
این اطلاعات جدید می تواند به ساخت سناریوهای آینده درباره ذوب شدن یخهای این قاره و تغییرات سطح آب دریا کمک کند.
براساس گزارش بی بی سی نیوز، اطلاعات این رادار منجر به بازسازی پویایی فوران این آتشفشان شد. این فوران ابری از خاکستر و گاز را تا ارتفاع ۱۲ کیلومتری پراکنده بود.
همچنین به دانشمندان کمک کرد که به راز بعضی از حوادث مثل پیشروی یکی از بزرگترین قطعات یخی این قاره با عنوان "پاین آیلند" پی ببرند که به دلیل فوران آتشفشان و گرم شدن منطقه پیشروی کرده است. ذوب این قطعه یخی سالانه منجر به افزایش ۰.۲ میلیمتری سطح آب دریا می شود.
جداشدن یکی از کوههای بزرگ یخی قطب جنوب
جدا شدن یکی از کوه های بزرگ یخی از قطب جنوب، موجب تشدید نگرانی ها درباره آب شدن لایه یخی دیگری در این قاره شده که وجود آن به تارِ مویی بسته است.
به نقل از روزنامه تایمز : تصاویر ماهواره ای نشان می دهند که از فوریه امسال ( بهمن و اسفند ) تاکنون ۱۶۰ مایل مربع از لایه یخی ویلکینز قطب جنوب آب شده که نشان می دهد افزایش گرمایِ زمین، سرعت ذوب شدن این لایه یخی را به بیش از مقدارِ پیش بینی شده دانشمندان افزایش داده است.
دیوید وگان، یکی از محققان فعال در سازمانِ کاوش قطب جنوبِ انگلیس موسوم به بی اِی اِس در این باره می گوید، وجودِ این لایه یخی به تار مویی بسته است و سرنوشتِ آن در چند روز یا هفته آینده مشخص خواهد شد.
پروفسور وگان یکی از اعضای تیم بی ای اس بود که در سال ۱۹۹۳ میلادی، پیش بینی کردند در صورت افزایش گرمای زمین با آهنگ فعلی خود، لایه یخی ویلکینزِ قطبِ جنوب، در سی سال آینده کاملا از بین خواهد رفت.
تِد اِسکامبوس، متخصص یخچال شناسی از دانشگاه کلرادو نیز نخستین کسی بود که با مشاهده داده های ماهواره ای به پسروی لایه یخی ویلکینز پی برد و درباره این مسئله به پروفسور وگان و سایر همکاران خود در سازمان کاوش قطب جنوبِ انگلیس، هشدار داد.
در پی این هشدار بی اِی اِس یک هواپیمای اکتشافی تواین آتر را به محل اعزام کرد تا میزان خسارت وارد شده را ارزیابی کند.
جیم اِلیوت که برای تهیه تصاویرِ ویدئویی از شکاف پدید آمده در لایه یخی در این هواپیما حضور داشت می گوید: شگفت انگیز بود، هرگز چنین چیزی را ندیده بودم ، ما بر فراز شکاف اصلی پدید آمده در لایه یخی پرواز کردیم و مقدار فاصله گرفتن یخ از محلِ شکاف را مشاهده کردیم ، قطعه های بزرگِ یخ در ابعادِ خانه های کوچک همانند ویرانه هایِ ساختمان در اطراف پخش شده بودند مثل این که انفجار روی داده بود.
هم اکنون، فقط یک باریکه یخ که بین دو قسمت این قاره سرد واقع شده از لایه یخی ویلکینز محافظت می کند. این باریکه مساحتی معادلِ چهارده هزار و پانصد کیلومتر مربع را پوشش داده است.
شبه جزیره قطبِ جنوب که از شمال این قاره یخ زده تا نزدیکی کشورهای امریکایِ جنوبی امتداد یافته است، طی پنجاه سال گذشته گرمای بی سابقه ای را تجربه کرده و چندین لایه یخی خود را از دست داده است.
شش مورد از این لایه های یخی یعنی پرنس گوتساو کانال، لارسِن اینلت، لارسن بی، وردی مولر و لایه های جونز کاملا از بین رفته اند.
لایه یخی ویلکینز در مقایسه با سایر لایه ها در جنوبی ترین قسمتِ قطب جنوب واقع شده و به همین علت دماهای پایین و هوای سرد از آب شدن آن جلوگیری می کند.
با این وجود، پروفسور وگان می گوید: افزایشِ گرمایِ زمین دامنه حضورِ لایه های یخی را به مناطق جنوبی تر محدود کرده است و به همین دلیل برخی از آنها در سال های اخیر در مسیر پسروی و نهایتا ذوب شدن کامل قرار گرفته اند.
آب شدن لایه ویلکینز از آن جهت حائز اهمیت است که ویلکینز بزرگترین لایه یخی قطب جنوب است که در جنوبی ترین نقطه آن قرار گرفته است و آب شدن آن نشان دهنده سرنوشتِ ناگواری است که در انتظار این قاره است.
از آنجایی که این لایه یخی در حال حاظر شناور است، فعلا تاثیر مشهودی بر افزایش سطح آب دریاها نخواهد داشت، اما لایه های یخی مانند سپری برای خود قاره عمل می کنند و ذوب شدن آنها پیامدهای ناگواری را در پی خواهد داشت.